قلم از نوشتن خاطرات

قلـــــــم از نوشتــــــن خاطرات

قلـــــــم از نوشتــــــن خاطرات
مے نویســـــد و چشمـان من
پر از اشڪ می شــــــود برایت
قلـــــم مے نویســــدو دل من
بی تاب مے شـــــــود برایت
ڪجاے این شهـــــــرگم شده اے ؟
نمیـــــــدانم ؟.............
رهگـــــــــــذر
💞
دیدگاه ها (۰)

لحظه‌ای که قطره باران به آب پر از پلانکتون‌های شب‌تاب برخورد...

شب و آغاز دلتنگی .....کسی چه می داند که هر کسی در دل چه درد ...

محبوب مهربانم💌می خواهی بگویمـدلمـ چقدر برایتــ تنگــ می شود....

در کوچک ترین جزئیات حضور داری

🔴 پاسخ عجیب رضاشاه به گزارش محمدعلی فروغی• پس #املاک ما چه م...

سلام بر تو ای موعود گیتی، ای نور امید دل‌های منتظرسلام بر تو...

قسم به ضربان قلبی که در سینه برای تو به یادتو می تپدو قسم به...

عشق…یک حالِ خوبِ بی‌دلیل است،در میان تمام زخم‌هایی که زندگی ...

دلم جنگل، دلم باران، دلم مهتاب می‌خواهددلم یک کلبه‌ی چوبی کن...

نه فقط از تو اگر دل بکنم می‌میرمسایه‌ات نیز بیفتد به تنم می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط