ز هجر، تلختـــر

ز هجر، تلختـــر
آبی نداشت جام سپهر...

وڪَرنہ دست قضا
در ڪَلوے ما مےریخت...!!
دیدگاه ها (۱)

من قهوه تلخ رو با اشتیاق میخورمولی بادوم تلخ رو تف میکنم بیر...

بهش بگو:«قربانِ بودنت بروم..»تا چند ساعت بعدشم قند تو دلش آب...

فصلی سرد و یخبندان ولی گرم و صمیمیفصلی که سرمایش باعث سردی ر...

تهمتن به بند کمر برد چَنگگزین کرد یک چوبه تیرِ خَدنگیکی تیرِ...

میکشم سر هرچه می ریزد به جامم ..

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط