𝐋𝐎𝐑𝐈#
آنگاهکهقلممشکست ، شروعبهنوشتن کردم .
اماچهکسیمیدانستکهدستمرازخمی خواهد کرد؟
البتهقلبمراهمزخمیکرد ؛
قلبودستیکهدیگرجانِادامهدادن نداشتند . شایدآنقلمشکستهبهمنکمککرد ،
البتهاطمینانیندارماصلاً . امااگرآنزخمنبود ، زهر ِقلمدرخونمجارینمیشد .
دیگرنمیدانستمافکار ، گریههاوعذابهایم راکجاپیادهکنم .
البتهازابتداهمچنینجایینداشتهام .
اماپسازنفوذ ِزهر ِقلمتوانستممکانیبرای خالیکرد
.
.
𝐅𝐚𝐓𝐢𝐌𝐚
اماچهکسیمیدانستکهدستمرازخمی خواهد کرد؟
البتهقلبمراهمزخمیکرد ؛
قلبودستیکهدیگرجانِادامهدادن نداشتند . شایدآنقلمشکستهبهمنکمککرد ،
البتهاطمینانیندارماصلاً . امااگرآنزخمنبود ، زهر ِقلمدرخونمجارینمیشد .
دیگرنمیدانستمافکار ، گریههاوعذابهایم راکجاپیادهکنم .
البتهازابتداهمچنینجایینداشتهام .
اماپسازنفوذ ِزهر ِقلمتوانستممکانیبرای خالیکرد
.
.
𝐅𝐚𝐓𝐢𝐌𝐚
- ۱.۱k
- ۱۷ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط