اندکی حالِ خوب...👌❤🍀

اندکی حالِ خوب...👌❤🍀

بیستون هیچ، دماوند اگر سد بشود
چشم تو قسمت من بوده و باید بشود

زده ام زیر غزل؛ حال و هوایم ابریست
هیچ کس مانع این بغض نباید بشود

بی گلایل به در خانه تان آمده ام
نکند در نظر اهل محل بد بشود؟

تف به این مرگ که پیشانی ما را خط زد
ناگهان آمد تا اسم تو ابجد بشود

ناگهان آمد و زد، آمد و کُشت، آمد و برد
او فقط آمده بود از دل ما رد بشود

تیشه برداشته ام ریشه خود را بزنم
شاید افسانه ی من نیز زبانزد بشود

باز هم تیغ و رگ و... مرگ برم داشته است
خون من ضامن دیدار تو شاید بشود...📺🎥
#نوستالژیک
دیدگاه ها (۸)

عشق...👌❤🍀🍁⃟🍂¦ مجروح به عشقیم و از آن شاد روانیم اندر مرض عشق...

او...👌❤🍀اوصبر‌خواهدازمن‌؛بختی‌که‌من‌ندارم من‌وصل‌خواهم‌ازوِی...

شازده کوچولو...👌❤🍀شازده كوچولو پرسيد: كی اوضاع بهتر ميشه؟ رو...

و عشق....👌❤🍀🦋 . !و عشق اگر با حضور همین روزمرگی ها عشق بماند...

پارت تک پارتی

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۳

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 184✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط