part8

part8

وارد اتاق شدن و رفتن نشستن رو تخت
_خب
+خب که خب
_لباستو عوض کن زیادی بازه دوس ندارم
+برام مهم نیس
_نیس؟؟
+اره
جیمین پاشو و اروم اروم نزدیک نیلا شد
+نیا برو عقب
_چرا دوس نداری ؟؟
+نه نزدیک نشو راحت نمیشم
_ولی من راحتم
+من نیستم پس مهمه که
_من هستم این مهم تره
+اه حوصلمو به هم نزن
_صبر
+من رفتم
_کجا
+جهنم میای
_اره تو باشی جهنم هم برام بهشته
+زر نزن بیا پایین الان شک میکنن فک میکنن داریم میکنیم
_دوس داری انجام بدیم (موهای نیلا رو زد پشت گوشش
+دستتو بکش مرتیکه
_واقعا خیلی داری رو مخم راه میری(اعصبانی)
+دوس دارم
_خدایا صبر
+زیاد گوه نخور بریم پایین
از اتاق خارج شدن و به سمت هال رفتن
پ۰ن:بلخره
+اوم
رفتن نشستن رو مبل
پ۰ج:ماقرار گرفتیم عروسی رو اخر هفته بگیریم نظر شما چیه؟
_من که هیچ مشکلی ندارم عزیزم تو؟
+اوکی اشکال نیس
پ۰ج :پس مبارکه ما با اجازتون برگردیم
پ۰ن:نه دیره امشبمو بمونین اتاق ها زیاده
پ۰ج:نه نه خیلی ممنونم ما بریم
پ۰ن:نه اصلا نمیزارم برین

خلاصه بلخره پارک ها موندن
همه یه طرف اتاق رفتن و نیلاو جیمین باهم باید میخوابیدن (هاها لالا بشه 🫢🥱)

ادامه دارد.........

گفتم نمیزارم ولی قول داده بودم بفرمایید و حمایت زیاد بشه
دیدگاه ها (۲)

part7_خدایا کمک زن مریضه +ببند من رفتم بخوابم _شب بخیر گلم +...

part6+او _بله +بهتون خبر رسید فردا میایین _اره +خوبه_شام چی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط