.

.
حالا خوشحال ترید؟
روزیتان بیشتر شد؟
حرفی که شنیده بودید، همان نبود؛
اما آن‌قدر دست‌به‌دستش کردید تا تبدیل به چیزی شد که خودتان می‌خواستید.

دقیقاً مثل بازیِ «تلفن بی‌سیم» دوران کودکی…
یک جمله از یک نفر شروع می‌شد،
اما وقتی به نفر آخر می‌رسید،
دیگر هیچ شباهتی به حرف اول نداشت.

شما هم همین کار را کردید.

اما یک تفاوت وجود دارد…
آن بازی، فقط یک سرگرمی کودکانه بود؛
این یکی، با آبرو و حقیقت آدم‌ها بازی می‌کند.

و مطمئن باشید…
اشتباه بزرگی کردید.
چون حقیقت، دیر یا زود، خودش را نشان می‌دهد.

#پندانه #خاص #ستایش_قلب_سربی
#ویسگون #حرف_دل #حرف_حق
#دلتنگی#روانشناسی
دیدگاه ها (۱۱)

🖤 قفس سیاهپارت پانزدهم | بازی از قبل شروع شده بودصدای خنده‌ی...

🖤 مافیای منقسمت پنجم | لبخندی که هیچ‌کس ندیده بودات هنوز به ...

P : 10

فاصله یک لبخند تا جنون

از همان روز اولی که باجی را دیدی، فهمیدی قرار نیست هیچ‌چیز د...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐شب، تمام قصر را در سکوتی عمیق...

بریم پارت ۱۰:🍷 شراب قرمزقسمت دهم: آدرسرینا هنوز کاغذ را در د...

دختری که یاد گرفته همه‌جا نباشه…که هر دستی رو نگیره، هر دل‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط