خوش بخوابی علی

یک ماموریت رفتم پیش مجرم به عنوان قاتل با پرونده سنگین در بازداشت.
بهم گفت نترس کاری باهات ندارم...
رو بهش کردم و گفتم چرا بترسم !
من و تو یه جورایی شبیه هم هستیم .
خندید و گفت: چطور ؟
گفتم دستِ مَن و تو به خون خیلی آدمهای بی گناه و گناهکار آلودست ،از بچه های معصوم گرفته تا زن باردار و پیر مرد و دختر های جوان و خیلی های دیگه ،یک روز هم خودمون.
خیلی هاشون خسته از دنیا و خیلی ها با وحشت، تقاضای دارند برای ادامه ی زندگی ...
فقط تفاوتِ من و تو در نحوه ی کارِ ،این که من اشتباه کنم عذاب وجدان میگیرم و تو درست عمل کنی ......
رفیق
خنده بغض آلود کرد و گفت: احتمالا شرایط روزگار نشد همکارِ خوبی باشم.

#اشک_اهنگ

https://www.aparat.com/v/aatb5nc

چیزی برای گفتن نیست علی هم جانش فدای مردم ایران شد
چیزی برای گفتن نیست علی هم جانش فدای مردم ایران شد
دیدگاه ها (۳۸)

درویشی در دوران قحطی می شنود که سفارت انگلستان طعامی بین مرد...

ی تیکه زمین رفیقم رو تصرف کرده بودن و از این بابت ناراحت بو...

خیابان است مقدسترین مکاناگر قدم گذاشتی سخن میگویند شمع های ش...

علم بهتر است یا که ثروت است؟پاسخ هر دو خوبند اما آزادی بهتر ...

ددی جئون جونگکوک: خب تخت دونفره وتو برو اون ورتر بخواب هوم؟ ...

خب...قضیه اصلی بین پدری و فران هسو از وقتی اینا خیلی رابطه ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط