part 2
part 2
+تهیونگ این الدنگو ببر دیگه
*باشه باشه.. از اول
_بازم میخوای ببازی؟
*فقط خفه شو و بازیتو کن
15 مین بعد..
برای بار هزارم تهیونگ باخت.. امیدمونو از دست داده بودیم..
+صبر کن ببینم... هی جونگکوک.. نظرت چیه با من بازی کنی.. قول میدم ببرمت
_اوه.. خانوم کوچولو شما الان نباید مشغول کیک درست کردنتون باشی؟.. میخوای با من گیم بزنی؟(خنده)
+فقط بازی کن تا نشونت بدم کی قوی تره(تهدید امیز)
_باشه باشه.. امااا
_اگه من ببرم باید چیزی که میخوام رو بهم بدی.. اگه تو ببری هرچیز تو بخوای رو من بهت میدم.. قبوله؟
+قبوله
تهیونگ این وسط داشت به کل کل های ما گوش میکرد..
*من دیگه خسته شدم از این همه باخت.. میرم حموم.. هرکی برد بهم بگین
و بلند شد و رفت..
+حله داداشی.. مطمئنم این چلقوزو میبرم
_هوی با من درست صحبت کن.. این همه زیبایی و جذابیت رو نمیبینی؟
+هه.. جذابیت؟ بیخیال بابا
_شروع کن.. جوری میبرمت که تا سال ها یادت بمونه چطور باختی
و شروع کردیم به بازی..
اولش خیلی خوب پیش میرفتم.. تمام حرکاتم با دقت و عالی بود.. اما تو یه حرکت ناگهانی باختم.. باورم نمیشد
اون فقط داشت تظاهر میکرد ضعیف شده و قراره ببازه.. اما اونی که باخت من بودم..
_اوپس.. ببین چی شدی ا.ت (خنده) بوممممم
+عوضیییی.. تو تقلب میکنی
_تقلب.. نو نو.. باختی.. نزن زیرش.. و تحمل باخت رو داشته باش
نمیخواستم ضعیف به نظر بیام.. پس باختمو قبول کردم
+هوففف.. خیلی خب قبوله
+حالا چی میخوای؟
_افرین گود گرل.. اوه.. چی میخوام؟
_اممممم.. فقط یه شیرموز
+(خنده) واقعا؟ باشهههه
بلند شدم و براش از یخچال یه شیرموز بزرگ اوردم..
گرفتم سمتش..
+بیا
_بیا نه.. بفرما، جوجه
+جوجه خودتی پدصگگگ(کیوت)
_جوجه کیوت
+جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
_آی کر شدم.. باشه اصن جیغ جیغو
+افلین.. حیحی(ذوق)
(ویو کوک)
عاح... وقتی اینطوری میکنه دلم میخواد جوری فشارش بدم که جیغش در بیاد.. اما... نمیتونم.. اون خواهر بهترین رفیقمه
.. نمیدونم چم شده.. آه لعنتی
(ویو ا.ت)
تهیونگ از حموم در اومد و یه حوله دور گردنش بود.. تند تند رفتم سمتش و خودمو پرت کردم تو بغلش..
+داداشییییی..(بغض)
+هق... اون بیشور منو برد(بغض)
*اشکال نداره دورت بگردم.. بغض نکن.. وگرنه قول نمیدم جونگکوک رو نکشم
_به من چه.. خب اون باخته.. تقصیر خودش بود
+عوضیییی... تقصیر توعه.. چی میشد بزاری من ببرم؟(بعض و کیوت)
_(خنده) خیلی خب باشه.. ببخشید ببخشید.. من معذرت میخوام خانوم کوچولو
+افرین.. حالا بهتر شد(فین فین)
_(خنده)
_اوه.. من باید برم..
*انقدر زود؟
_اره یه مشکل پیش اومده تو شرکت.. باید برم
*میخوای منم بیام؟
_نه.. خودم حلش میکنم...
+میخوای بری؟
_اگه اجازه بدین بانو(خنده)
+نوچ.. ایجازه نیمیدم(ذوق)
_واقعا؟
+شوخی کردم بابا.. برو زودتر از جلوی چشمم.. ایشششش
+تهیونگ این الدنگو ببر دیگه
*باشه باشه.. از اول
_بازم میخوای ببازی؟
*فقط خفه شو و بازیتو کن
15 مین بعد..
برای بار هزارم تهیونگ باخت.. امیدمونو از دست داده بودیم..
+صبر کن ببینم... هی جونگکوک.. نظرت چیه با من بازی کنی.. قول میدم ببرمت
_اوه.. خانوم کوچولو شما الان نباید مشغول کیک درست کردنتون باشی؟.. میخوای با من گیم بزنی؟(خنده)
+فقط بازی کن تا نشونت بدم کی قوی تره(تهدید امیز)
_باشه باشه.. امااا
_اگه من ببرم باید چیزی که میخوام رو بهم بدی.. اگه تو ببری هرچیز تو بخوای رو من بهت میدم.. قبوله؟
+قبوله
تهیونگ این وسط داشت به کل کل های ما گوش میکرد..
*من دیگه خسته شدم از این همه باخت.. میرم حموم.. هرکی برد بهم بگین
و بلند شد و رفت..
+حله داداشی.. مطمئنم این چلقوزو میبرم
_هوی با من درست صحبت کن.. این همه زیبایی و جذابیت رو نمیبینی؟
+هه.. جذابیت؟ بیخیال بابا
_شروع کن.. جوری میبرمت که تا سال ها یادت بمونه چطور باختی
و شروع کردیم به بازی..
اولش خیلی خوب پیش میرفتم.. تمام حرکاتم با دقت و عالی بود.. اما تو یه حرکت ناگهانی باختم.. باورم نمیشد
اون فقط داشت تظاهر میکرد ضعیف شده و قراره ببازه.. اما اونی که باخت من بودم..
_اوپس.. ببین چی شدی ا.ت (خنده) بوممممم
+عوضیییی.. تو تقلب میکنی
_تقلب.. نو نو.. باختی.. نزن زیرش.. و تحمل باخت رو داشته باش
نمیخواستم ضعیف به نظر بیام.. پس باختمو قبول کردم
+هوففف.. خیلی خب قبوله
+حالا چی میخوای؟
_افرین گود گرل.. اوه.. چی میخوام؟
_اممممم.. فقط یه شیرموز
+(خنده) واقعا؟ باشهههه
بلند شدم و براش از یخچال یه شیرموز بزرگ اوردم..
گرفتم سمتش..
+بیا
_بیا نه.. بفرما، جوجه
+جوجه خودتی پدصگگگ(کیوت)
_جوجه کیوت
+جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
_آی کر شدم.. باشه اصن جیغ جیغو
+افلین.. حیحی(ذوق)
(ویو کوک)
عاح... وقتی اینطوری میکنه دلم میخواد جوری فشارش بدم که جیغش در بیاد.. اما... نمیتونم.. اون خواهر بهترین رفیقمه
.. نمیدونم چم شده.. آه لعنتی
(ویو ا.ت)
تهیونگ از حموم در اومد و یه حوله دور گردنش بود.. تند تند رفتم سمتش و خودمو پرت کردم تو بغلش..
+داداشییییی..(بغض)
+هق... اون بیشور منو برد(بغض)
*اشکال نداره دورت بگردم.. بغض نکن.. وگرنه قول نمیدم جونگکوک رو نکشم
_به من چه.. خب اون باخته.. تقصیر خودش بود
+عوضیییی... تقصیر توعه.. چی میشد بزاری من ببرم؟(بعض و کیوت)
_(خنده) خیلی خب باشه.. ببخشید ببخشید.. من معذرت میخوام خانوم کوچولو
+افرین.. حالا بهتر شد(فین فین)
_(خنده)
_اوه.. من باید برم..
*انقدر زود؟
_اره یه مشکل پیش اومده تو شرکت.. باید برم
*میخوای منم بیام؟
_نه.. خودم حلش میکنم...
+میخوای بری؟
_اگه اجازه بدین بانو(خنده)
+نوچ.. ایجازه نیمیدم(ذوق)
_واقعا؟
+شوخی کردم بابا.. برو زودتر از جلوی چشمم.. ایشششش
- ۶۳۴
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط