وطن جانم

وطن جانم!
در آغوشت بگیرم؟ اشک‌هایت را به دستم پاک گردانم؟
وطن جان، خسته‌ای؟ آغوش می‌خواهی؟
دلت آرامشی لبریز می‌خواهد؟
دلت قدری رهایی، عشق‌بازی، در دل پاییز می‌خواهد؟
وطن جان، غرق اندوهی، به جانم دردهایت! نازنینم خوب خواهی‌شد
تو روزی بهترین بستر،
برای رشد و آگاهی
تو روزی مأمنی بی‌غصه و مطلوب خواهی‌شد.
وطن جان! ما تو را آباد می‌خواهیم و دل‌ها در تو شاد و مردمانت را؛
ز هر زنجیر و بند و غصه‌ای
آزاد می‌خواهیم...
دلت خون است، می‌دانم
سیاهی می‌رود اما
تو از لبخند و شوق کودکانت، خرّم و مسرور خواهی‌شد
تو غرق التیام و نور خواهی‌شد.
دیدگاه ها (۰)

پروردگارا این خاک را حفظ کن...آسمانمان را امن کن...و دلهایِ ...

یه وقتایی تو زندگی ،آدم نمیدونه چیکار کنه ، که حالش خوب بشه ...

«در دنياى ثروتمندان، فقر يك كناه است؛ و در دنياى فقيران، ثرو...

عاشقانه های شبنم برای ایرانم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط