+ نمی‌تونستم از رفتن منصرفش کنم

+ نمی‌تونستم از رفتن منصرفش کنم
- پس چی کار کردی ؟
+ نشستم کنار دریچه ، سیگارم رو روشن کردم و رفتنش رو دیدم . . .
- بعدش رفتی خونه؟
+ نه ، یه پاکت سیگار کشیدم ، گفتم شاید برگرده . . .
- بعدش چی ؟ رفتی خونه ؟
+ آره رفتم خونه و همه عکس هاش رو جمع کردم
- سوزوندی ؟
+ نه ، گذاشتم تو انبار . . .
- چرا نسوزوندی ؟
+ دیوونه شدی ؟ شاید برگرده . . .
✨
.
#تمام راه‌ها به تو ختم می‌شوند
حتی آن‌هایی که
برای فراموش‌کردنت
پیموده‌ام !
.
.
#یه_بار_دیگه_ببینمش
#افسوس
دیدگاه ها (۱۴)

سرنوشت(ویو من)چند ماه گذشت...دیگه اون دختر خجالتی روزهای اول...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

★彡   Part 35 彡★ مردی سراسیمه وارد اتاق شد."قربان باید بریم."...

وقتی نامه ای از گذشته دوست پسرت پیدا کردی🩷پارت ۱روایت از زبا...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط