دقیقا من....

دقیقا من....
و او از زندگی خسته است او عذاب میکشد چون درد خود را در خود پنهان میکند و کم کم نابود میشود او از زندگی خود میخواست و می خواهد ناپدید بشود و برود...او وقتی که توی جمع میخندد و بعدَش میرود اتاق خود و بغض خود را میترکوند و کلی گریه میکند...و او من هستم خوشبختم...:)
دیدگاه ها (۱۵)

کی ان هستش؟؟؟همه آفلاینن😭💔

اوه:)....زیبایی رنگ آبی>>>

نبابا من ادم نیستم من قلب ندارم اثلا راحت باش😅💔

شده فردا بعد از ازمون علومم خودمو از پله های مدرسه میندازم پ...

دروغ شیرینپارت بیستم لعنت بهش ...صدا از پشت سرم می اید ...و ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:1اگر داستان طوری پیش برود که هر نفر در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط