من که این حاشا نکردم از غمت پروا نکردم

من که این حاشا نکردم از غمت پروا نکردم
دین من دنیای من از عشق جاویدان تو رونق گرفته
سوز من سودای من از نور بی پایان تو رونق گرفته
این همه آشفته حالی این همه نازک خیالی
ای به دوش افکنده گیسو از تو دارم از تو دارم
دیدگاه ها (۵)

ɪ ᴅᴏɴ'ᴛ ɢɪᴠᴇ ᴀ ʙʀɪʙᴇ ғᴏʀ ᴇxɪsᴛɪɴɢ sᴏᴍᴇᴏɴᴇ ɪɴ ᴍʏ ʟɪғᴇ ᴀɴʏᴏɴᴇ ...

به تایمش باشیم .. چهارسال پیش از یکی خوشم میومد نگامم نمیکرد...

کامنت لطفا

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

امروز یه روز عادی نیست.

نشان سوخته.

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

From Hatred to My Love

اسم: رقص در لبه ی پرتگاهپارت سوم«پایانی» دعوا بالا گرفت. فری...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط