شادمهر



چه کسی‌ می‌توانست
با سکوت خود
بی‌ خیال از من
فقط اندازهٔ
یک اشک من باشد
غرق شده ام
در تمام خودم
در انتهای بن بست ترین
کوچه‌های شب
میان موهایی که
سپید می‌‌شوند با من
اما هنوز
نبض احساسم می‌‌زند
هر روز نبودنت را
بر دیوار دلم
نقاشی می‌‌کشم
و عاقبت در حسرت
آنچه دل‌ می‌خواهد و منطق نمی پذیرد
در تو می‌میرم
ماه را با اشتیاق صدا می‌‌زنم
و خواب را به چشمانم هدیه می‌‌دهم

#شادمهر
#شادمهر_عقیلی
دیدگاه ها (۱۶)

منهای موسیقی

مادر ❤️

بهش بگین ناصر صدر

سهراب پور ناظری

پارت۲بعد از آن شب، زندگی یو ایل دیگر هرگز مثل قبل نبود. آرام...

ماه و باروت پارت پنجم:#ماه_و_باروت----هوای بندر غربی سنگین ب...

نورا همیشه با حسِ بازگشت از جایی دور از خواب بیدار می‌شد، نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط