یکی از دوستام تعریف میکرد میگفت از هم دیگه دلخور بودیم ول

یکی از دوستام تعریف میکرد میگفت از هم دیگه دلخور بودیم ولی به روی هم نمیاوردیم زنگ زده بود داشتیم حرف میزدیم
اون شب سردم بود.گفتم اوو چه سرده.مکث کرد گفت پتو رو بغل کن.اگه این دلخوریه نبود میگفت بیام بغلت کنم؟ولی نگفت
منم گفتم بغل کردم؛گفت پس خوش بحال پتو
خلاصه که اینجوری دلخور باشین:")))))))
دیدگاه ها (۱)

رو دوستت دارم رمز گذاشته بودیم مثلا جلو جمع وقتی نمیشد بگه د...

قال رسول‌اللّه: أنا و علی ابوا هذه الامة ❤️روزت مبـــــارک #...

گیر کردم بین "منی که دلتنگم" و"تویی که عین خیالت نیست" و زور...

اگه این تصویر برات آشناست تودوست خوب منی#اربعین_حسینی#عاشقان...

𝓹𝓪𝓻𝓽 28ــــــــــفردا ویوـ ات ویوامروز ساعت چهار از تمرین بر...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_6ویو میراچند روز بعد...ای...

پارت ۱ ویو ات .. صبح بیدار شدم دیدم تو بغل تهیونگم .. و ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط