💛۳/۲/۱💛

💛۳/۲/۱💛
لحظه هایی در زندگی من بوده‌اند که فکر میکردم دیگر قادر به ادامه دادن نیستم. دیگر نمیتوانم بایستم یا نفس بکشم

زمانی که فکر می‌کردم که همه چیز را از دست داده ام
که هیچ چیز ممکن نیست
که همه زندگی پوچ و باطل است
که سرنوشتِ همه نابودی است
که به آخر خط رسیدم
به انتهای سلامت عقلم
به آخر همه دانسته هایم...

دیگر نمیتوانستم خودم را نگه دارم
و آن موقع نیرویی گسترده و بدون نام من را نگه داشت
و از میان آن تاریکی، زندگی جدیدی پدیدار شد

بسیار غیر منتظره بود و ذهن قادر به درک آن نیست

پس اگر اکنون احساس تنهایی و طرد شدگی داری
اگر ترسیده ای و گم شده ای
اگر تمام دانسته هایت سقوط کرده اند
اگر آینده ات مبهم و مه آلود است
بدان که تنها نیستی
و افراد بسیاری با تو همراهند (تو قادر به دیدن آنها نیستی)

این یک مسیرِ ویرانی است
گاهی باید فرو بریزیم تا التیام یابیم
در هر دردی نجوایی هست
و درد خودش یک مسیر است

روزی تو کتاب تغییر خودت را خواهی نوشت
امروز کتاب ترس ها و اشتیاقت را بنویس

تمام ناامیدی های آن کودک گم شده را با نفس هایت بیرون بده
و در تاریکی شب نفس بکش
به این لحظه اسرارآمیز اکنون برگرد

گوش کن
گوش کن
ماه دارد زمزه می کند:

«این لحظه» دوست من
«این لحظه»...
1 اردیبهشت ۱۴۰۳
تولدم مبارک🎂
دیدگاه ها (۱۵)

ˢᵉᵃˢᵒⁿ ²⁵ 🤍🎂

این روزا خیلی با خودم فکر میکنماز جمله موضوعاتی که میتونم بگ...

ˢᵉᵃˢᵒⁿ ²⁵ 🤍🎂

هرچقدر سخت تر میگذره،تو بیشتر میفهمی که فقط همین یکباره ..فق...

شعله های حسادت در قلب تومان پارت 14

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط