شعر: حضرت #سعدی

شعر: حضرت #سعدی

ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم
به جز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم
من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم
که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم
تو را من دوست می‌دارم خلاف هر که در عالم
اگر طعنه است در عقلم اگر رخنه است در دینم...
دیدگاه ها (۰)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❹به مژگان سیه کردی؛هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم...

بهنوش طباطبایی : ز دستم بر نمی‌خیزد کـه یک دم بی تـو بنشینم…...

ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم!

ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینمبجز رویت نمی‌خواهم ک...

ز دستم بر نمی خیزد که یک دم بی تو بنشینم بجز رویت نمی خواهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط