Part ⁶

Part ⁶
+ دیگه جدی خسته شدم بودم. نزدیک ۴ ساعته دارم تمرین میکنم. هوف ای کمرمممم؛ لباس های خودم رو پوشیدم و سوار ماشین شدم با بادیگاردا و سپت خونه حرکت کردم.
رفتم تو خونه وای چه قدر سخته آیدل بودننننن وایییی آخه هرکی ببینتت یا میخواد بهت حمله کنه یا جیغ میزنه و عکس میخواد د آخه... هوف ولش کن
ولی من فن هامو دوست دارم اما هیتر ها... هعی
رفتم لباس خونه پوشیدم و آرایش صورتم رو پاک کردم.
چون خیلی خسته بودم و کل بدنم داشت از درد به فنا می‌رفت نشستم روی صندلی ماساژور. ماساژورم فول بادی(کل بدن) بود و منم همون حالت رو انتخاب کردم.
+اخخخ اره... گردن رو بگیر... عاحححح گردن(حرف های نیواد تو فیلم تولد نیما🤣)
بعد ۲۰ دقیقه ماساژ از رو صندلی بلند شدم. اخیش دیگه هیجام درد نمیکنه
رفتم تو آشپزخونه و در یخچال رو باز کردم و چنتا موز و شیر برداشتم. رفتم تو کابینت و شکر برداشتم.
دیدگاه ها (۳)

Part⁵ ...

Part⁴ ...

𝙋 :: 2ویو ساعت 30 :: 6ویو ا/تبلند شدم از خونه زدن بیرون و رف...

سـٻـڼـدرلاᵗ᷒ᰰ Cinderellaᵗ᷒ᰰᴘᴀʀᴛ‌:𝟐از کافه آمدم بیرون جیغ ک...

آقای هوسوک پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط