بچه ها دراصل من یه سناریویی فکنم مال تابستان پارسال بود ن

بچه ها دراصل من یه سناریویی فکنم مال تابستان پارسال بود نوشتم که چون میتسویا از توکیو رونجرز رو دوس داشتم و مامان صداش میکردم شروع کردم نوشتنش ولی یه اتفاقی واسم افتاد نتونستم تمومش کنم و میخواستم بدم دوستام بخوننش اگه خوششون اومد بزارمش
حالا میخواید بعد امتحانای خرداد تا اونجای که نوشتم بخونیدش و اگه خوشتون اومد به مغزش فشار وارد کنم کاملش کنم؟🤡🚬
دیدگاه ها (۱)

کاش به دنیا نمیومدم

سلاممممی دوبارهاین چند پارتی از توکیو ریونجرز است موضوع : او...

توکیو ریونجرز پارت ۹ سانزو : پس بالاخره بیدار شدی کوچولوخیلی...

عشق منpart 8دکتر: همراه خانم پارک شمایین؟؟هیسونگ: بله..چیشده...

Part:56لارا : آهاممدیر ؛ خب مشکلی نیست ته ؛ من که مشکلی ندار...

تنفرو عشق پایانی پارت 18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط