یه وقتایی هم

یه وقتایی هم
چاره ای جز فراموش کردن باقی نمیمونه
باید یه کاسه‌ آب پشت سر خاطرات شیرینش بپاشی و آروم به زندگیت برگردی ...!
دیدگاه ها (۴۱)

پتو پیچیده بود دور خودشو با کلی قرص و جعبه ی دارو و دستمال ک...

الثالث😂😂😂

همه چیز را که نمیشود نوشتبعضی دوستت دارم ها فقط لب های مرا ...

±‹تو در من چیزی رو شعله‌ور کردی کهمطمئن نیستم تا‌به‌حال به ط...

برای به یاد آوردن یه نفر، یه بهانه‌ی کوچیک کافیه،اما کی می‌د...

my uncle (part 54)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط