حال من این روزا دست خودم نیست،

حال من این روزا دست خودم نیست،
دلیلی دارد ...
حال من حال خرابی است، جریان دارد !

حال من حال طبیبی است که بیمار شود
حال نان آور یک خانه که بیکار شود ...

حال روز ناخدایی که پس از یک شب طوفانی باز
دو قدم مانده به کوه یخ بیدار شود

حال من همچون مریضی است که
در کشتن او
درد و درمان و طبیبش همه همدست شدند ...

آخرش را که بگویم جیگرت میسوزد
حال من حال اسیریست که هنگام فرار یادش افتاد کسی منتظرش نیست نرفت ...!💔
دیدگاه ها (۶)

دلم می‌خواست باران بودمن بودمتو بودییک خیابان بود.دلم می‌خوا...

#چند بار سرش داد زدین؟چند بار دلش و شکوندین؟به چندتا ادم بی ...

روز به روز بى احساس تر می شويمروز به روزِ دلسردتر،روز به روز...

ای که نزدیکتر از جانی و پنهان ز نگههجر تو خوشترم آید زِ وصال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط