هر چقدر که می‌توانی صبور باش

هر چقدر که می‌توانی صبور باش
آرام و صبور…
نه اینکه غصه‌ها را رج به رج، ردیف به ردیف، بچینی توی دلت و دم نزنی و غمباد بگیری و آنوقت بگویی که صبورم…!
“صبور باش” یعنی:
آنقدر فیتیله‌ی چراغِ توکلت را بالا بکشی، که نور آرامش حضورش
تمام دلت را روشن کند…
تمام دلت را به امید فردا که نه،
به امنیت همین لحظه
به شیرینی همین الان
روشنِ روشن کند…
بگذار گریه‌هایت که تمام شد،
آفتاب مهربانی‌اش بتابد به گوشه گوشه‌ی دل و جانت…
آرام بگیر که خدا همیشه به موقع و سر وقت از راه می‌رسد
دیدگاه ها (۱)

پارت اول ❤️کلاسِ عصر تازه تمام شده بود و راهروهای خوابگاه یو...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_18فصل نهم | هیو...

چند پارتیپارت ۲ماشین با سرعتی سرسام‌آور در جاده‌ی ساحلیِ خلو...

p31

فاصله یک لبخند تا جنون

007-آلما ویسکی - پارت ۴۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط