من ناپلئون تو دزیره

من ناپلئون تو دزیره
دیدگاه ها (۲۴)

"دنیا بزار کمی با اون باشم...بعد هر وقت که خواستی می میرم......

داشتنت رویایی بود که هرگز به آن نمی‌رسیدم ؛رویای گرفتن دستان...

"حالا باید با این گلی که توی تمام وجودش ریشه کرده بود، چیکار...

من خودمو جا گذاشتم بین خنده‌هات، بین عطر تنت، بین حصار دستات...

_خیلی قشنگه ناپلئون... +چی قشنگه اوژنی من...؟! _چشمات.. چشما...

دزیره...فیکشن #دزیره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط