دوپارتی

p.2

روی تخت دراز کشیده بودند ، جونگکوک نزدیک ا.ت شد و او را بغل کرد
سرش را درون گردن دختر فرو برد و چشمانش را بست
دختر مدام موهای پسر را ناز میکرد
خود به خود لبخندی روی لب اش می امد ، گاهی هم به این حد از لوس بازیا های جونگکوک
که عین بچه پنج ساله شده بود میخندید
_اخ قربون این لوس بازیات برم من شوهری ، چقدر تو نازی اخه ای خدا
مدام قربون صدقه اش میرفت و پسر را لوس تر از قبل میکرد
بلخره خواب به چشمان هر دوشون امد و در اغوش هم به خواب فرو رفتند .
{صبح روز بعد}
جونگکوک از خواب بیدار شد ، به صورت دختر که حتی توی خواب هم زیبا بود نگاه کرد
موهای چتری اش را به ارامی کنار زد
صورتش را نزدیک صورت دختر کرد و ب*/و*/س*/ه ای روی گونه دختر کاشت
از روی تخت بلند شد ، کنار پنجره اتاق ایستاد و پرده را بالا زد
نور خورشید با ملایمت به داخل اتاق برخورد کرد
دخترک کمی تکون خورد و در جایش جابه جا شد
این کار باعث شد موهای طلایی رنگش به نور خورشید برخورد کند ، و زیبایی موهایش
در زیر نور افتاب دوبرابر شود
جونگکوک لباس هایش را از درون کمد در اورد و به تن کرد
جلوی اینه ایستاد و موهایش را مرتب کرد
از درون اینه نگاهی به دختر کرد که خواب الود روی تخت نشسته
سمت دختر برگشت ، ا.ت درحالی که چشمانش را میمالید لب زد:
_داری میری؟ حداقل امشب رو سعی کن زود بیای خونه من حوصلم سر میره
جونگکوک تک خندی کرد و به سمت تخت قدم برداشت
روی تخت کنار دختر نشست ، لپ های نرم دختر را کشید و لب زد:
_چشم خانم کوچولو هرچی شما بگی ، شب زود میام تا دوباره
 بتونم کلی پرنسسم رو بغل کنم 
دختر لبخندی زد و خودش رو توی بغل جونگکوک انداخت
_چه شوهر مهربونی دارم من
جونگکوک موهای ا.ت رو ناز کرد ، کمی خم شد
صورتش را نزدیک صورت دختر کرد و ل**بش را ب*/و*/س*/ی*/د
_چه پرنسس دوست داشتنی دارم من
عاشقتم ا.ت خیلی خیلی زیاد
_ولی من بیشتر جونگکوکی ... :)

The end..,,🍓🍀
لایک و کامنتتت یادتون نره♡
حواسم هستا حمایت نمیکنین نوچ نوچ نوچ
واقعا زشته نالاعت شدم🎀😭
دیدگاه ها (۳۲)

دوپارتی

سه☆پارتیp.3دختر کمی سکوت کرد جونگکوک ب*/و*/س*/ه*ای به موهاش ...

-------------------------------☆FEVER AND CARE★-------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط