تلخ است گرچه....ولی چشم ای طبیب!

تلخ است گرچه....ولی چشم ای طبیب!
داروی دوری ات بنویس از برای من...
تقدیر روشن است...به خون ختم می شود
چون قصه های عشق کهن...ماجرای من
دیدگاه ها (۷۸)

عشق تو رفته ست ای دل پس وفاداری بس استپاره کن رخت سیاهت را ع...

تو عطر تازه ياسى ، رها به خانه منتو دست نرم بهارى در آشيانه ...

به مهربانیِ تو، من همیشه مَدیونمهمین که هستی و میخندی از تو ...

بنشین دمی که شعر بگویم برای توای جان شعرهای حزینم فدای تو......

شادي هميشه سهم خودت غم غنيمت استشادي اگر زياد اگر كم غنيمت ا...

دوری، اما هر روز در فکر منی. بی‌ادعا، بی‌چشم‌داشت، درست مثل ...

«عشق که قدم به حریم دل می‌گذارد، گویی جرقه‌ای از خورشید در ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط