سناریوی تو ذهنم :

سناریوی تو ذهنم :
ا/ت یه لباس دامن کوتاه پوشیده و عجله داره ، یهویی در آسانسور باز میشه اینا رو میبینه پشماش میریزه...
به خاطر ترسش تصمیم میگیره نره توی آسانسور ، که یهویی ایزانا میاد از پشت سر هلش میده میگه برو جلو دیگه...
بعدشم...
دیدگاه ها (۲۵)

من واقعا عاشقش شدم 🕷😍

کسی میاد ؟!

+ در دنیای دیگر کانائه ؟- در دنیای دیگر سانمی !+ در دنیای دی...

اینم از ورژن بونتن اوسیم ★✯#میتسویا_میکا چطور شدش 🥲 ؟

سناریو درخواستی از شما بلوبریا

مثلا وقتی بارداری و باهاشون دعوا میکنی مقصر اونا هستن اما قب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط