part1

part1

از زبون نیلسو :
امروز مثل همیشه داشتم به کافه مورد علاقم می رفتم که شیک توت فرنگی و یک شیک نوتلا برای یونا بخرم و در دانشگاه بهش بدم همین که به دانشگاه رسیدم یونا شروع به غرغر کرد چرا دیر کردی می دونی چقدر نگرانت شدم مرد مو زنده شدم دختر . منم مثل همیشه داشتم به غر غر های یونا مخندیدم که یکدفعه استاد ریاضی مون امد بعد همه بچه ها سریع سر حای خودشون نشستند ، همین که استاد شروع به تدریس کرد منم مثل همیشه با دقت گوش میدادم نکته برداری میکردم خداروشکر که من نمراتم عالیه که یک دفعه استاد بهم گفت نیلسو بیا این سوال حل کن چون سوال واقعا سخت بود همه ش فرمول رفتم حل کردم همه ی بچه ها پشماشون ریخته بود



ازبون یونا:

بعداز اینکه نیلسو رفت اون سوال سخت رو حل کرد همه ی بچه ها واقعا دهن شون باز مونده بود داشتم به ریکشن بچه ها نگاه میکردم که با صدای استاد به خودم اومدم که داشت از نیلسو تعریف میکرد نیلسو هم داشت از خجالت لپاش گل مینداخت . من هر وقت بخوام نیلسو اذیت کنم به دو صورت اذیتش میکنم یک ازش تعریف زیاد میکنم که باعث خجالتش میشه دوم اینکه شیک توت فرنگی رو بر میدارم حالا بگذریم امروز قرار با نیلسو بریم به اون کافه جدیه که تازه باز شده فکنم اسمش کافه لانچه که با. تم طوسی وسفیده


از زبان نیلسو:
امروز قراره با یونا به کافه لانچ بریم تمش واقعا رنگ خنثی بخاطر همین خیلی تو چشمه قرار شد بعد دانشگاه بریم بخاطر همین یونا منو رسوند خونه بعدش. خودش هم رفت خونه امروز چون واقعا روز خوبی بود قصد داشتم استایل صورتی بزنم یه کراپ صورتی با یه شلوار بگ مشکی بپوشم و یه آرایش ساده چون من اینقدر اهل ارایش نیستم یکم کرم پودر زدم بعد یکم ریمل زدم و در اخر یه رژ صورتی ملیح زدم که واقعا نچرال دیده میشه بعد مو هام چون بلند میخواستم باز بزارم شون بعداز اینکه کفش اسپرت صورتیم رو پام کردم همین که میخواستم از خونه بزنم بیرون یونا بوق ماشینو زد بعد از اینکه به کافه رسیدیم یه چیزی توجمو جلب کرد که با صدای



شرط ؟

لایک ۷

کامنت دل به خواهی


بازنشر به ۵ برسه
دیدگاه ها (۲)

معرفی فیکنیلسو: دختری با قد ۱۶۵ سانتی‌متر ویژگی ظاهری: مو بل...

تاج سیاهپارت:1ویو ا.ت با بچه ها برنامه ریخته بودیم بریم پیاد...

جادویی عشق part ۷۴اشفته نفس کشیدم. فقط مال این زمان و دوره ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط