داشتم میرفتم بیرون پسرم که روی مبل دراز کشیده بود تا فهم

داشتم میرفتم بیرون، پسرم که روی مبل دراز کشیده بود تا فهمید دارم میرم بیرون گفت: بابا فردا ورزش دارم‌ آقامون گفته حتماً با کفش مناسب بریم. یه جفت کفش ورزشی هم برای من بخر. گفتم پس پاشو حاضر شو خودتم بیا‌. گفت: حال ندارم خودت بگیر دیگه.
خریدهامو انجام دادم. یه کفش هم برای پسرم خریدم. وقتی از توی کارتن درش آورد بی اختیار پرتش کرد یه گوشه و گفت: این چیه آخه؟؟؟ صد رحمت به کفشهای میرزا نوروز.😠
بعدش هم رفت توی اتاقش.
منم کفش رو از کارتن درآوردم. جفت کردم‌ و گذاشتم جلوی در که صبح بپوشه. فقط یه یادداشت نوشتم گذاشتم داخل کفشش.
کسی که زحمت انتخاب را نمیکشد، باید تسلیم انتخاب دیگران باشد.

✅ با #سعیدیسم :
https://eitaa.com/saeedism/18706
دیدگاه ها (۳)

دین تون انسانیت 😐🤦‍♂️🤦‍♂️همین. خانم. حاضر. بره. به. نوزاد ها...

🔴قربانی تصادفات در تهران ۶ برابر پاریس است⁉️📚روزنامه اطلاعات...

شغل اینا چیه واقعا؟! ظاهرا اسم آخوندا بددرفته و یک عده دیگه ...

پاسخ شبهه🔴⛔️برخی از بانوان تصور می کنند رعایت حجاب در مقابل ...

[☆part⁶☆]ویوی الکساندر:از اینکه موقع عصبانیت گونه هاش قرمز م...

پارت 13

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۱۸از زبان والریا یهو تعجب کردم چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط