فکر میکنم از آن دسته از زنهایی باشم

فکر می‌کنم از آن دسته از زن‌هایی باشم
که به وقت پیری ،
لاکِ روی ناخن‌هایم کمرنگ نشود !
فکر می‌کنم به جای بافتنی میان دست‌هایم ،
کتاب جا خوش کند و لابلای ساعت‌های تنهایی‌ام
بیشتر خودم را دوست داشته باشم .
اصلا پیر که شدم مطمئنم
رنگ‌های زرد و نارنجی بیشتر به تنم می‌نشیند
و تابوهای مزخرفِ این رنگ‌ها
به سن و سال شما نمی‌آید را ، می‌شکنم.
من می‌دانم ما زن‌ها در هر سنی که باشیم ،
در درونمان دختر بچه‌ای بازیگوشی ،
نوجوانی شیطنت و زن جوانی آرزو می‌کند
و امیدوار است .من عیار پیری را ،
سن و سال آدمها را ، به روح آدمها نسبت می‌دهم.
روحتان را تر و خشک کنید ، نوازش کنید
و زنده نگه دارید...روح آدمها که جوان بماند ،
اعداد هیچ سن و سالی
روی پوست حساسش چروک نمی‌اندازد...!

@bari20
#رهاکن
#خودت_باش
#شکرگزار_باش
#خدایا_شکرت
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
#بازنشر_با_شما
#شبتون_بدور_از_دلتنگی
دیدگاه ها (۰)

به طلوع عشق می نشینم صبح هاتا از پشت پرده ی آسمانت نگاهم کنی...

من از زندگی، خانه‌ای ساده می‌خواهم که از سقف و دیوار و پنجره...

خندیدن یک نیایش استاگر بتوانی بخندی، آموخته ای که چگونه نیای...

ما در دلِ تاریکی نور را باور کردیم و جوانه زدیم! ما انتخاب د...

چپتر ۱ _ دختر یتیمعصر بود. سایه دیوار های بلند و ترک خورده ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط