.

.
‎میگم ما که نفهمیدیم کی بهار شد ،کی زمستون رفت ،کی تابستون شد ...
‎ولی نمیشه یهو تو بیایی مارو بزنی زیر بغل برداری ببری از این جهنم...
‎ بعد منم یکم نگات کنم ،یکم بغض کنم ،یواشکیت یکمم گریه کنم...
‎بعد که آروم گرفتم زمزمه کنم :
.
‎سر اومد زمستون،شکفته بهارون...
.
‎والا که واسه ما تو بهاری..
دیدگاه ها (۱)

یه افسانه فوق العاده ای هست که میگه:چهره ای که الان داریم،مت...

گیاهی در دل صحرا شدم من 🥀

بخاطر من یه کاری بکن.

هار دل کش رسیده…دل به جا نباشد؛انصافانه ـَس؟

my little mochi:part6یونگی ویو:وقتی دیدم اون امگا رفت منم رف...

otagh baghli part 8آروم از بغل مامان اومد بیرون که یهو چشمش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط