حکایت ما حکایت اون باغبونی بود که به گلش زیادی آب دا

حکایَت ما حکایَت اون باغبونی بود کِه بِه گُلش زیادی آب دادو پَژمرده شُد..•
دیدگاه ها (۱۸)

من هربار برای زندگیم ذوق کردم اوضاع بدتر از قبل شد...

بزرگتـرین دروغ زندگـی مـن ، خنــده هامـه ...!🌚🖤

درسته شد تجربه، ولی نه حسی موند، نه قلبی،نه ذوقی:)

‌‌‌آره من همونیم که هیچکس،با اخلاقش حال نمیکنه!‌‌‌

لعنت به اون روزی که لوری ج.ده رفت به شین دادو رابطه ی این۲ ت...

🎦 حکایت معجزه‌ای که داستان شد@ iribnews

جوانی ما ، تو ایران حکایت یخ فروشیه که ازش پرسیدن: فروختی ؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط