عاشقانه

باران که گرفت غربتم را شستم
دلتنگی کنج عزلتم را شستم
یک شب تو به خواب من، مرا بوسیدی
یک هفته ی بعد صورتم را شستم
دیدگاه ها (۰)

هرچه کردم خواب خوش آید به چشمانم نشد 🌸روزها یاد تو هستم نیمه...

هرچه کردم خواب خوش آید به چشمانم نشد 🌸روزها یاد تو هستم ، نی...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

تانام تو را در دفتر سینه رقم خوردعشق تو پدید آمد و این قصّه‌...

دردی از حسرت تو دارمکه طبیب عاجز آمد که مراچاره ی درمانتو نی...

شبیه قهوه ی تلخی ، به روی میز دلتنگی تو با من نسبتی داری ، ...

دِلَم💔گرفت مرا صدا کن...#حمید_هیراد #میثم_اکبری #عشق #مرگ #م...

💜💜زیر سایبانِ  نفس شبهوس تو را دارد دلم..بی‌قرارم و دلتنگیهم...

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط