Black heart part : last
هر کلمه ای که از دهنش خارج میشد شدت ریزش اشکاش بیشتر میشد
+سونا هم قراره مزه مادر بودن رو بچشه...
جین کلافه کتش رو گوشه ای پرت کرد که
_ چی؟!!! هااا؟؟؟ الان حرف حسابت چیه؟!
وقتی دید جین داره داد میزنه ا/ت هم تن صداش رو خیلی بالا برد...
بست بود..
ا/ت هم آدم بود :)
+ من زنتممم ! میفهمی اینووووو ؟؟؟؟؟ خوبه منم برم با صد نفر بخوابم؟؟؟؟
جین نیشخندی زد
_ برو ....کسی جلوت رو نگرفته
ا/ت پوزخندی زد...
+ نه من به هرزه نیستم
_ ولی از نظر من تو کمتر از به هرزه نیستی
این حرفات رو توی اون لحظه خرد کرد!!!!
کیم سوکجین بهش گفته بود هرزه
هه
ا/ت قاطی کرد و شروع کرد به جیغ زدن...
وقتی ری اکشنی از جین ندید فریاد زد
+ هرزه سوناعه...هرزه همون جنده ایه که باهاش خوابیی!!!
و با سیلی محکمی که جین توی صورت ا/ت زد اتاق توی سکوت فرو رفت
از لای دندوناش زمزمه کرد
_ راجب مادر بچم درست حرف بزن دختره ی هرزه
ا/ت روی زمین نشست و دستش رو روی خون گوشه لبش کشید
گریه نمیکرد
جالب بود
+ فردا...کیم سوکچین فردا ساعت ۱۲ ظهر بیا بالا پشته بوم.....لطفا :)
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
نمیدونست باید میرفت یا نه.....
کنجکاو بود ببین ا/ت میخواد چه غلطی بکنه.....با بی حوصلگی از شرکت خارج شد و به سمت خونه راه افتاد
نگاهی به زمین انداخت
خیلی از ارتفاع میترسید
ساختمان ۳۶ طبقه داشت
منتظر بود تا جین بیاد
تا ازش خداحافظی کنه!
تا از فردی که هرزه خطابش کرده بود خداحافظی کنه !!
احتمال میداد که نیاد ولی اومده بود
در پشته بوم رو باز کرد و به داخل رفت که همون لحظه در توسط ا/ت بسته شد
+ فکر نمیکردم بخای برای دیدن به هرزه از کارات بزنی و بیای
_ ببين ا/ت...من ديشب خیلی عصبانی بود اگه چیزی گفتم ناراحتت کردم من
+ هیسسس...
لبخندی زد
+ ناراحت؟! شوخی میکنی؟ اکیم سوکجین تو هیچ وقت منو ناراحت نکردی :)
جین چشماش رو فشرد
_ چرا اومدیم اینجا؟!
+ الان نشونت میدم خودت میدونی حوصله مقدمه چینی ندارم پس میرم سر اصل مطلب
با تموم شدن جمله اش یهو لب پرتگاه ایستاد.
_ اااا...چیکار میکنی؟!
+ ارتفاعش زیاده مگه نه؟!
ا/ت خواست حرف بزنه که تلفن جین زنگ خورد و از شانس بده جین روی اسپیکر بود!
٪ قربان ببخشید مزاحمتون میشم ولی سوناشی توی بار منتظر شما هستن
جین دندوناشو روی هم فشرد
ا/ت شروع کرد به قهقه زدن
+ رفتی پیشش بهش سلام برسون...از طرف منم بهش بگو خیلی رفیق خوبی بود
جین تلفن رو قطع کرد
_ بیا پایین...همین الان
+ اگه نیام؟ بازم کتکم میزنی یا از حرص من میری با یکی دیگه میخوابی؟ ها کدوم؟!
_ ا/ت لطفا....
سلام به همگی اینم از پارت آخر چند پارتی جین امیدوارم که خوشتون اومده باشه برای تنوع هم گفتم این چند پارتی غمگین بنویسم امیدوارم که اشک تون در نیورده باشم
ادامه داخل کامنت ها
+سونا هم قراره مزه مادر بودن رو بچشه...
جین کلافه کتش رو گوشه ای پرت کرد که
_ چی؟!!! هااا؟؟؟ الان حرف حسابت چیه؟!
وقتی دید جین داره داد میزنه ا/ت هم تن صداش رو خیلی بالا برد...
بست بود..
ا/ت هم آدم بود :)
+ من زنتممم ! میفهمی اینووووو ؟؟؟؟؟ خوبه منم برم با صد نفر بخوابم؟؟؟؟
جین نیشخندی زد
_ برو ....کسی جلوت رو نگرفته
ا/ت پوزخندی زد...
+ نه من به هرزه نیستم
_ ولی از نظر من تو کمتر از به هرزه نیستی
این حرفات رو توی اون لحظه خرد کرد!!!!
کیم سوکجین بهش گفته بود هرزه
هه
ا/ت قاطی کرد و شروع کرد به جیغ زدن...
وقتی ری اکشنی از جین ندید فریاد زد
+ هرزه سوناعه...هرزه همون جنده ایه که باهاش خوابیی!!!
و با سیلی محکمی که جین توی صورت ا/ت زد اتاق توی سکوت فرو رفت
از لای دندوناش زمزمه کرد
_ راجب مادر بچم درست حرف بزن دختره ی هرزه
ا/ت روی زمین نشست و دستش رو روی خون گوشه لبش کشید
گریه نمیکرد
جالب بود
+ فردا...کیم سوکچین فردا ساعت ۱۲ ظهر بیا بالا پشته بوم.....لطفا :)
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
نمیدونست باید میرفت یا نه.....
کنجکاو بود ببین ا/ت میخواد چه غلطی بکنه.....با بی حوصلگی از شرکت خارج شد و به سمت خونه راه افتاد
نگاهی به زمین انداخت
خیلی از ارتفاع میترسید
ساختمان ۳۶ طبقه داشت
منتظر بود تا جین بیاد
تا ازش خداحافظی کنه!
تا از فردی که هرزه خطابش کرده بود خداحافظی کنه !!
احتمال میداد که نیاد ولی اومده بود
در پشته بوم رو باز کرد و به داخل رفت که همون لحظه در توسط ا/ت بسته شد
+ فکر نمیکردم بخای برای دیدن به هرزه از کارات بزنی و بیای
_ ببين ا/ت...من ديشب خیلی عصبانی بود اگه چیزی گفتم ناراحتت کردم من
+ هیسسس...
لبخندی زد
+ ناراحت؟! شوخی میکنی؟ اکیم سوکجین تو هیچ وقت منو ناراحت نکردی :)
جین چشماش رو فشرد
_ چرا اومدیم اینجا؟!
+ الان نشونت میدم خودت میدونی حوصله مقدمه چینی ندارم پس میرم سر اصل مطلب
با تموم شدن جمله اش یهو لب پرتگاه ایستاد.
_ اااا...چیکار میکنی؟!
+ ارتفاعش زیاده مگه نه؟!
ا/ت خواست حرف بزنه که تلفن جین زنگ خورد و از شانس بده جین روی اسپیکر بود!
٪ قربان ببخشید مزاحمتون میشم ولی سوناشی توی بار منتظر شما هستن
جین دندوناشو روی هم فشرد
ا/ت شروع کرد به قهقه زدن
+ رفتی پیشش بهش سلام برسون...از طرف منم بهش بگو خیلی رفیق خوبی بود
جین تلفن رو قطع کرد
_ بیا پایین...همین الان
+ اگه نیام؟ بازم کتکم میزنی یا از حرص من میری با یکی دیگه میخوابی؟ ها کدوم؟!
_ ا/ت لطفا....
سلام به همگی اینم از پارت آخر چند پارتی جین امیدوارم که خوشتون اومده باشه برای تنوع هم گفتم این چند پارتی غمگین بنویسم امیدوارم که اشک تون در نیورده باشم
ادامه داخل کامنت ها
- ۲۱.۱k
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط