دریا را با تمام صدف‌های پنهانش آفریدی،

دریا را با تمام صدف‌های پنهانش آفریدی،
و آسمان را آن‌قدر وسیع کشیدی که هیچ رؤیایی در آن گم نشود…
پس می‌دانم برای زندگیِ من هم
جایی میان تقدیر و مهربانی‌ات هست؛
شاید هنوز نوبتِ شکفتنِ رؤیای من نرسیده،
اما مگر بهار، هیچ‌وقت از رسیدن جا می‌ماند؟ 💓
به امید خودت🥺💓
دیدگاه ها (۱۶)

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

پروانه جان

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

Between Sleep and Breath

007-آلما ویسکی - پارت ۵۸

دوستان پارت ۴۷ و ۴۹ در پیج اسمات گذاشته شد. «عشق مخفی با یکی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط