من با انگشتام چشمهای مهربونت رو کشیدم صورت پاک و معصومان

من با انگشتام چشمهای مهربونت رو کشیدم، صورت پاک و معصومانه ات رو نقاشی کردم، با انگشتام برای لبهات لبخند، برای قلب مهربونت شادی و خوشحالی کشیدم
من با انگشتام، تو رو بارها و بارها کشیدم

شاید نتونی تصور کنی، ولی نقاشی تو جاودانه و همیشگی توی قلبم حک شده
#سرمایه_جاودانه_قلبم
دیدگاه ها (۳۶)

زمانهایی فرا میرسدکه تصور میکنی همه چیز به پایان رسیده استام...

خوشبختی نامه‌ای نیست که یک روز،نامه رسانی، زنگ در خانه ات را...

انقدر اتفاق خوب هست که هنوز نیفتاده، انقدر جاهای قشنگ هست که...

شخصی به فرزندش گفت: تو نور دیده یِ منی، نباشی جهانم تیره می ...

سناریو: (وقتی دوست دارن ولی تو....)وقتی دوست دارن ولی تو دوس...

رمان مافیای گل سرخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط