عاشقانه های شبنم بوقت سفر

امروز نیاز دارم که نامت را بر زبان بیاورم؛
و مشتاق تک‌تک حروف نام تو هستم، مثل کودکی که مشتاق یک تکه‌ شیرینی‌ست.
مدت‌هاست که نام‌ات را بالای نامه‌هایم ننوشته‌ام؛
و آن را همچون خورشیدی بالای برگه نکاشته‌ام؛
و از آن گرم نمی‌شوم.
اما امروز که پاییز به من تاخته؛
و پنجره‌هایم را گرفته،
نیاز دارم که نام‌ات را بر زبان بیاورم.
نیاز دارم که آتش کوچکی برافروزم.
به لباس نیاز دارم،
به پالتو؛
و به تو
ای ردای بافته‌شده از شکوفه‌ی پرتقال
  وگلهای شب بو دوستتدارم
دیدگاه ها (۰)

نیاز دارم که نام‌ات را بر زبان بیاورم.نیاز دارم که آتش کوچکی...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

امروز نیاز دارم که نام‌ات را بر زبان بیاورم؛و مشتاق تک‌تک حر...

امروز که پاییز به من تاخته؛ و پنجره‌هایم را گرفته،نیاز دارم ...

‌‌‌‌ 💖💖 ‌‌‌اما امروز ڪه ..!#پاییز به من تاخته، و پنجره‌هایم...

امروز که #پاییز به من تاخته؛ و پنجره‌هایم را گرفته،نیاز دارم...

#امروز که پاییز به من تاختهو پنجره‌هایم را گرفتهنیاز دارم که...

‌امروز که پاییز به من تاخته؛ و پنجره‌هایم را گرفته،نیاز دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط