عااا... خب یه چی بگم...

عااا... خب یه چی بگم...
خطاب به همه...
از وقتی کات کردم، همه ی پسرایی که میشناسم دارن بهم درخواست میدن!
حتی دامیان که توی سروش، نقش پدر منو بازی میکرد!!! حتی آکوا که نقش برادرم بود و خیلیای دیگه...
واقعا باورم نمیشه..

خب... حالا اقا پسری که همه جارو پر کردی ک "من باهات کات کردم"، ببین پسر گل، پسر الان دور و بر من زیاده! پس اولا فکر نکن دارم از تنهایی دق میکنم و پشیمونتم!

دوما من هرگز دیگه با هیچ خری وارد رابطه نمیشم. پسرا همشون همینن. همشونننن!!!

سوما تنهایی راحت ترم، مگ مغز خر خوردم که دوباره با ی پسر برم تو رابطه و خودمو زندونی کنم؟

و در اخر... من احساساتمو نسبت به همه چیز از دست دادم:)
دیگه هیچ احساسی ندارم... و خودمم باورم نمیشه ک همچین اتفاقی برام افتاده... و... خستم:))
پس..." لطفا... منو به حال خودم رها کنید:) "

با تشکرررر
دیدگاه ها (۲۵)

ادامه دامیان :چی نه خوب ب ام سوال شد انیا:تو دامیان که یک شک...

حسم به تو.... (فصل2

Anya x Damian پارت۵۹

رمان آرام باش

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ²رمز در رو زد و وارد خونه شد..با دیدن ...

پآرت¹⁴... نوا: یونگی باز نمیشه!یونگی به زور سعی میکرد درو با...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط