«می‌گفتن ناپلئون هیچ‌وقت شکست واقعی رو نپذیرفت... اما کسی

«می‌گفتن ناپلئون هیچ‌وقت شکست واقعی رو نپذیرفت... اما کسی ندید اون شبی که همه خواب بودن، تنها کنار پنجره ایستاده بود و به بارون نگاه می‌کرد. نه برای امپراتوری از دست‌رفته، نه برای تاجش... برای آدمی که وقتی هنوز فقط یک سرباز بود، قول داده بود همیشه کنارش بمونه.
وقتی برگشت، قصرها هنوز سر جاشون بودن، اما اون آدم دیگه نبود. فهمید بزرگ‌ترین شکستش واترلو نبود؛ این بود که دیر رسید به قلبی که تمام عمر برایش جنگیده بود.
بعضی جنگ‌ها با توپ و تفنگ تموم می‌شن... اما جنگ با خاطره‌ی کسی که دیگه برنمی‌گرده، تا آخر عمر ادامه داره.»

-دزیره ناپلئون
دیدگاه ها (۰)

عهدی با شمشیر

Name:عشق و جداییPart:۵۱ویو نویسند-جیسو.......وقتی توی بار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط