ندانستــم

ندانستــم
ندانستـــم و از سر شوق
او را آرزو کــردم
گویا..
مرام ارزو ها
براورده نشــدن بـــود







من همان شاعـــرم
که برای آمدنــش
شــعری نداشــت..💙💫
دیدگاه ها (۰)

بگــذار ببــوســـم تـــو را نه از برای لـذت هـم‌آغوشـــی زیـ...

بارالهابگیر از ما چشم امیدت راما در بهشت جا گذاشته‌ایم ...ای...

گرفتی هر چه را دادی، خیالی نیست اما مندلی را که سپردم دست تو...

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩﮐﺎﺵ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﮔﻨﺠﻪ...

پارت ۳۹:دکه ارزو ها چند شب از کریسمس می‌گذشت و به نظر هرج و ...

شبی در خلوت تنهایی، میان خواب و بیداری، روح مرا شوق دانستن ف...

Death and Balm:1مرگ و مرهمتقدیم به تمام آنان که انسی بیش نبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط