از چهرهئ تو

از چهـره‌ئ تو
چیز زیادى یادم نیست
جز این‌کہ
اقیانوس ارامي
ریختہ بود بین چشم‌هایـت
و رو؎ طراوت لب‌هایت
زمزمه‌ى تردي بود
ڪہ گنگم مى‌کرد
و نمئ‌گذاشت
از چهره‌ي تو چیز زیادىٰ
یادم باشـد .. 📼 »
دیدگاه ها (۱۶۷)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط