سناریو ساسونارو

مقصر
پارت ۱۷




همه تو چادر جمع شده بودن و منتظر اوبیتو بودن اوبیتو رفته بود دکتر بیاره و به کاکاشی هم صد بار گفته بود که ازجاش جم نخوره تا بیاد و بالاخره بعد از کلی به پا افتادن و التماس کردن و گریه و زاری کردن تونست دکتر رو راضی کنه که بیاد و نگاهی به کاکاشی بندازه بعد از ۳ ساعت اوبیتو با یه دکتر میانسال اومد

× خب اینم از دکتر بالاخره تونستم یه دکتر پیدا کنم خب دکی‌جون یه نگاه به عیال ما بنداز باور کن از ترسی که بهم منتقل شد به‌جای ایشون من سه قلو زاییدم
÷ وای بچه جون تو من گ.... چیز سرمو به فنا دادی از بس زار میزدی عین بچه های دوساله که وای امگام میمره وای دنیام داره تموم میشه و اینجور چیزا دهنو ببند بزار کارمو کنم
× خیلی خب بابا ایشش😒
دکتر کنار کاکاشی زانو زد اول دمای بدنشو گرفت معاینش کرد و حالا باید زخمو میدید
÷ خب اروم بچرخ تا زخمو ببینم
کاکاشی یواش چرخید دکتر لباس رو بالا داد وقتی میخواست دستشو روی زخم بزاره اعتراض اوبیتو بلند شد
× هووووشَ استپ کن کی گفت لباس امگامو بالا بدی دکی خان
○ اوبیتو خفه شو
× اما کاکاشی
○ گفتم خفه ش.... اخ
× باشه باشه من لال میشم فقط تو حرص نخور
دکتر به زخم نگاه کرد زخم عمیق نبود پس مشکلی پیش نیامده بود زخم رو پانسمان کرد و بست و بعد یه نگاه به بچه انداخت
÷ خب اینم از این زخمو بستم اونقدر عمیق نبود پس بخیه نیاز نداشت با پانسمان کارش راه افتاد و فقط باید بعد از چند روز پانسمان رو عوض کنی و اما درباره‌ی بچتون خب اونم مشکلی نداره و سالمه فقط یکم بیشتر مراقبت کن من دیگه میرم تا به کارام برسم امیدوارم زودتر خوب شی تا این گاگول خودشو نکشه
× هیییییی
○ باشه خیلی ازتون ممنونم
÷ خواهش میکنم مراقبت کن خدانگهدار
بعد رفتن دکتر اوبیتو پرت روی کاکاشی و شیرابش باز شد
× کاکاشی جونم خوبی دیگه خیلی ترسیدم دیگه منو نترسون میوفتم میمیرما
○ باشه اوبیتو
فوگاکو: اوبیتو از روش بلند شو تو الان میکشیش
شیسویی: بدبخت رو خمیر کردی خره
○ باشه بابا عه نمیشه ابراز علاقم کرد

............................................................

ناروتو چشماشو اروم باز کرد همه چی تار بود ولی کم‌کم داشت واضع میشد توی اتاقی بود که تا حالا ندیده بودش زنجیر هایی از سقف اویزون بود کل اتاق با نور قرمز روشن شده بود یکی دوتا میز کنار دیوار بود که روش وسایل بود و ناروتو نمیتونست تو تاریکی تشخیص بده اون وسایل چی هستن دوتا دستاش به دیوار زنجیر شده بود و لباسش هم تنش نبود ( خب دوستان یه نکته رو یاد اوری میکنم ناروتو فقط پیراهن پوشیده بود و حالا که لباسی تنش نبود پس رسما .... اهم اره بریم ادامه ) ناروتو به مغزش که فشار اورد فهمید که چرا بیهوش شده و به طرز عجیبی نمیتونست با کوراما ارتباط بگیره سعی کرد دستشو باز کنه که
💙: پس بیدار شدی ناروتو
ناروتو وحشت کرد سرشو چرخوند و ساسوکه رو دید که روی صندلی نشسته بود و پاشو روی پاش انداخته بود و با چشمای شارینگانی که همرنگ نور اتاق بود و توش شعله‌های خشم نمایان بود بهش زل زده بود ساسوکه از روی صندلی بلند شد اروم اروم به سمت میز قدم برداشت و با وسایل‌هاش ور رفت و همینطور که پشتش به ناروتو بود گفت
💙: داشتی فرار میکردی اره ولی نمیدونستی من میپایمت فکر کردی چرا نتونستی پاهاتو بیرون بزاری تو احمقی ناروتو فکر کردی من بدون اینکه روت طلسم بزارم ولت میکنم اره
ساسوکه چرخید طرف ناروتو و رفت سمتش
🍥: س..ساسوکه ...و..واستا... توضیح م..میدم
ساسوکه رو به‌روی ناروتو واستا یه پوزخند زد دستشو بالا اورد و گونه های ناروتو رو لمس کرد ( تصویر دوم )
💙: توضیح.... نه نیازی نیست ..... فکر کنم باید یاد اوری کنم گفتم فرار نداریم ولی تو گوش نکردی حالا تنبهی میشی
چشمای ساسوکه درخشید و ناروتو وقتی چشماشو باز کرد دوستاشو دید که هر کدوم به طرز بیرحمانه‌ای جلوی چشمش کشته میشدن و ناروتو کاری نمیتونست بکنه بجز زجه زدن بعد از ۱۰ دقیقه تصاویر محو شدن و ساسوکه نمایان شد ناروتو نفس نفس میزد و اشکاش پایبن میومدن
💙: خب
🍥: د..دیگه... فر..فرار ...ن..نمیکنم
💙: خوبه ولی هنوز تموم نشده
ساسوکه فرمونشو ازاد کرد ناروتو نمیتونست جلوی گرم شدن بدنشو بگیره غریزش داشت مسلط میشد
💙: ناروتو میدونی راه عذاب دادن یه امگا چیه اینکه نیازشو برطرف نکنی اونم وقتی الفا داره
ساسوکه ناروتو رو ازاد کرد و از اتاق رفت بیرون ناروتو از درد هیت به خودش میپیچید چشماش از درد سیاهی میرفت به الفا نیاز داشت ولی ساسوکه رفته بود ناروتو خودشو کشید روی زمین و رفت سمت در و به در زد
🍥: ساس...ساسوکه ل..طفا
ولی جوابی نیومد پایین تنش درد میکرد روی زمین ولو شد و اشکاش شدت گرفت درد داشت
🍥: ل..لطفا
ساسوکه پشت در بود
💙: اینطوری بهتره
و راهشو کشید و رفت
دیدگاه ها (۴۸)

اهم اهم ساسوکه 🤤😏👌🏻😈😈😈

فقط کاکاشی 🤭😁😁

سناریو ساسونارو

سناریو ساسونارو

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط