چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم
همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه ازین باد بلاخیز که زد در چمنم
شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به جهان درفکنم
نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد ؟
من ز بی هم نفسی ناله به دل می شکنم
بی تو دیگر غزل "سایه" ندارد لطفی
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم


🎙"هوشنگ ابتهاج"
e
دیدگاه ها (۰)

چشاش بدبختم کردنمیدونم کی بود ...چی‌چی بود که یهو دوید تو زن...

بی اجر مُزد کس نکند کار هیچکسکالای مُفت نیست به بازار هیچکسه...

هیچ‌کس نمی‌تونه ضربه‌ای محکم‌تر از زندگی بزنه،اصلا مهم نیستت...

دل من عادت داشت،که بماند یک جا!به کجا؟معلوم است!به در خانه ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط