”رفتم نشستم کنارش گفتم: برای چی نمیری گـُلات رو بفروشی؟

”رفتم نشستم کنارش گفتم: برای چی نمیری گـُلات رو بفروشی؟
گفت: بفروشم کـه چی؟
تا دیروز می‌فروختم کـه با پولش آبجی مو ببرم پزشک، دیشب حالش بد شد و مرد.
با گریه گفت: تـو می‌خواستی گل بخری؟
گفتم: بخرم کـه چی؟
تا دیروز می‌خریدم برای عشقم امروز فهمیدم باید فراموشش کنم…!
اشکاشو کـه پاک کرد، یه گـل بهم داد گفت: بگیر باید از نو شروع کرد.
تـو بدون عشقت…
مـن بدون خواهرم…“
دیدگاه ها (۰)

میای یا بمیرم ؟

ممنون سیسی

تورو تو رویای ابی رنگم قرار خواهم داد :::::::(جیهوپ)::::::

پارت۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط