CASINO3.6
جونگکوک:"دنیس کوتس همیشه زنی نبود که پشت میزای بازی و سالنهای درخشان کازینو قدم بزنه سالها پیش وقتی هنوز سی ساله نشده بود بلاجیو کازینو تو آستانه سقوط بود بدهیهای سنگین، میزهای خالی، و سرمایهگذارهایی که یکی یکی عقب میکشیدن هیچکس باور نداشت اون ساختمان نیمهخاموش دوباره جون بگیره اما دنیس کوتس فرق داشت
اون با ظاهری آروم و لبخندی حسابشده وارد هیئت مدیره شد زنی که کمتر حرف میزد اما بیشتر از همه میدید خیلی زود مدیریت کامل کازینو را به دست گرفت اولین تصمیمش عجیب بود: بستن نیمی از سالنها همه فکر کردن دیوونه شده مدتا بخشی از کازینو تاریک و بسته موند شایعههای زیادی شکل گرفت بعضیها میگفتن دنیس در حال بازسازیه کازینوعه بعضیها میگفتن اون در حال معاملههای خطرناک با افراد قدرتمند شهره اما یک سال بعد بلاجیو دوباره باز شد اما دیگه اون کازینوی قدیمی نبود مهمانیهای خصوصی، رویدادهای مخفی، شبهایی با دعوتنامههای محدود… بلاجیو تبدیل شد به جایی که فقط افراد خاص میتونستن واردش بشن دنیس کوتس هیچوقت زیاد تو سالنها دیده نمیشد، اما همه میدونستن تمام اتفاقات اونجا زیر نظر اونه میگفتن اون حافظهای عجیب دارد چهرهی هر بازیکن، هر برد و هر باخت بزرگ رو به خاطر میسپاره" با دهن باز به جونگکوک که نفسی گرفت خیره شدم با خنده جیمین و تهیونگ و جونگکوک به خودم اومدم و به لونا و نانا نیم نگاهی انداختم جیمین:"نگاشون کن" تهیونگ ضربه ای به پای جیمین زد و همچنان به خنده ادامه میداد میکا:"چقدر زنه" لونا سری تکون داد و با تعجب نگاهم کرد لونا:"خیلی" جونگکوک با خنده ادامه داد"چی؟زنه؟" نانا خنده ای کرد و یکم سرشو جابجا کرد نانا:"بیخیال...راستی...با وجود دوربین جامون امنه؟" خنده هامون کم کم رو لبمون ماسید و با یادآوری دوربین نگاه کوتاهی به راه پله انداختم تهیونگ:"بهتره همینجا بمونیم...من بیدار میمونم" جونگکوک:"منم بیدارم" جیمین دستشو آروم برد بالا و لبخندی به نشونه بیدار بودن تحویلمون داد نانا با خیال راحت چشماشو بست و لونا هم سرشو به کاناپه تکیه داد نگاهی به جمع پسرونه رو به روم کردم و لبخند کمرنگی زدم و چشمامو بستم
(دنیس کوتس اسلاید دوم)
#jungkook #taehyung #jimin #casino #بنگتن #جونگکوک #تهیونگ #کازینو #جیمین
اون با ظاهری آروم و لبخندی حسابشده وارد هیئت مدیره شد زنی که کمتر حرف میزد اما بیشتر از همه میدید خیلی زود مدیریت کامل کازینو را به دست گرفت اولین تصمیمش عجیب بود: بستن نیمی از سالنها همه فکر کردن دیوونه شده مدتا بخشی از کازینو تاریک و بسته موند شایعههای زیادی شکل گرفت بعضیها میگفتن دنیس در حال بازسازیه کازینوعه بعضیها میگفتن اون در حال معاملههای خطرناک با افراد قدرتمند شهره اما یک سال بعد بلاجیو دوباره باز شد اما دیگه اون کازینوی قدیمی نبود مهمانیهای خصوصی، رویدادهای مخفی، شبهایی با دعوتنامههای محدود… بلاجیو تبدیل شد به جایی که فقط افراد خاص میتونستن واردش بشن دنیس کوتس هیچوقت زیاد تو سالنها دیده نمیشد، اما همه میدونستن تمام اتفاقات اونجا زیر نظر اونه میگفتن اون حافظهای عجیب دارد چهرهی هر بازیکن، هر برد و هر باخت بزرگ رو به خاطر میسپاره" با دهن باز به جونگکوک که نفسی گرفت خیره شدم با خنده جیمین و تهیونگ و جونگکوک به خودم اومدم و به لونا و نانا نیم نگاهی انداختم جیمین:"نگاشون کن" تهیونگ ضربه ای به پای جیمین زد و همچنان به خنده ادامه میداد میکا:"چقدر زنه" لونا سری تکون داد و با تعجب نگاهم کرد لونا:"خیلی" جونگکوک با خنده ادامه داد"چی؟زنه؟" نانا خنده ای کرد و یکم سرشو جابجا کرد نانا:"بیخیال...راستی...با وجود دوربین جامون امنه؟" خنده هامون کم کم رو لبمون ماسید و با یادآوری دوربین نگاه کوتاهی به راه پله انداختم تهیونگ:"بهتره همینجا بمونیم...من بیدار میمونم" جونگکوک:"منم بیدارم" جیمین دستشو آروم برد بالا و لبخندی به نشونه بیدار بودن تحویلمون داد نانا با خیال راحت چشماشو بست و لونا هم سرشو به کاناپه تکیه داد نگاهی به جمع پسرونه رو به روم کردم و لبخند کمرنگی زدم و چشمامو بستم
(دنیس کوتس اسلاید دوم)
#jungkook #taehyung #jimin #casino #بنگتن #جونگکوک #تهیونگ #کازینو #جیمین
- ۸.۲k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط