بعضی،

بعضی،
اشکها هستند،
که بی بهانه نصف شبی آدمو آروم می کنه،
اما امان از شبهایی که اشک هم،
آرومت نمی کنه،
تو چه می فهمی از روزگارم،،،
از دلتنگی هایم،
که گاهی فقط به خدا التماس میکنم،
خوابت رو ببینم،
عزیز راه دورم،
سالها گذشت و من عشقم نسبت به تو،
مثل روزهای اول همچنان شعله ور است،
اما عزیز دلم تو خودت را برای این
روزهایم،
برای بی وفایی هایت،
برای شکستن عهدت و زیر پا گذاشتن قولت،
برای گریه های شبانه ام،
برای تنهایی دلم،
خواهی بخشید؟؟؟
نمی دانم؟؟
ولی من با تمام این همه درد انتظار و
دلتنگی،،،،،،
ترا بخشیده ام،
و هنوز یک لحظه دیدنت را
آرزومندم،
ماه قشنگم 😢😢💔💔
دیدگاه ها (۳)

⭐ 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕 𝒐𝒇 𝒂 𝑺𝒕𝒂𝒓𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏وقتی ارا وارد خانه شد، سعی کرد خ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

......//برده ی زیبا//......

KIM V

بعضی اشک ها هستند بی بهانه،یک دفعه،نصف شبی عجیب آدم را آرا...

بعضی اشک ها هستندبی بهانه،یک دفعه،نصف شبیعجیب آدم را آرام می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط