نیستی و حالا

نیستی و حالا
تمام مردم شهر شبیه تو لباس می‌پوشند،
و خیابان‌ها عطر تو را به خود گرفته‌اند...
غم‌انگیز نیست؟
اینکه پشت به یک شهر بیاستم
و تو را صدا بزنم!
همه برگردند و به من خیره شوند،
و هیچ کدام تو نباشی!
دیدگاه ها (۰)

پرده نشین

طلسم چشای بانمکت/ p11

°○☆save me☆○° °○☆part 6☆○°اون شب یوکی یواشکی بدون اینکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط