مختصر بامن بگو زیرا که صبر من کم است

مختصر بامن بگو زیرا که صبر من کم است
از چه رسم زندگی اینقدر گنگ و مبهم است
هرطرف آشوبی از سمت دلی سر می‌زند
من نمی‌دانم چرا کار جهان یک سر غم است
شادمانی ها فقط یک غصه ی پوشالی است
واقعیت را بخواهی این جهان بر ماتم است
بی خودی با خود کلنجاری چرا ای جان من
خوب میدانی که کار. از نابکار ی محکم است
زیر یک سقفیم وصدها فاصله مابین ما
دشمن ما بیشتر. از قوم و خویشان محرم است
بس که خالی بسته ایم از حال خود سر می رویم
واژه ی مثل حقیقت در درون ما کم است
دیدگاه ها (۱)

بسا خدا که جونم اومه ره 😔🥀

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط