بی‌تو.

فراموشت میکنم
تو پنجمین فصل سال،
تو چهارمین ماه زمستون،
تو فرودگاهی که کشتی میاد،
ساعت ۲۵ : ۶۹ دقیقه،
تو شبی که آسمونش خورشید داره،
تاریخ ۳۳‌ام اسفند،
وقتی که روی ماه ایستادیم،
توی فصل بهاری که عید نداشته باشه،
توی سالی که هیچوقت ماه کامل نشه،
توی هفته ای که پنجشنبه نداشته باشه،
وقتی دیگه دوست نداشته باشم،
همین قدر غیر ممکن ...
دیدگاه ها (۱)

:)

عاخی؛💫😂

من اون مجسمه ایَم که لبخندشو چاقو تراشید!! ️

حالا شده قلبت از آهن !دوتا دستای ڪ‌ی رو دنده هاتن؟⚠️🧑‍🦯

فراموشت میکنم تو پنجمین فصل سال، تو چهارمین ماه زمستون، تو ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط