ما سالها آدمهای صبوری بودیم
ما سالها آدمهای صبوری بودیم ؛
اونقدر صبور که هزار بار حرف شنیدیم
و هیچی نگفتیم!
هزار بار قلبمون مچاله شد
ولی لبخند چسبوندیم به صورتمون . .
ما تا کنج گلوهامون ، حرف بودیم . . .
تا زیر پلکهامون ، بغض بودیم . .
ولی به روی خودمون نیاوردیم!
ما حرمت نگه داشتیم و شما
حق به جانبتر شدین!
برای دخالت کردن ، برای طعنه زدن ، برای دل شکستن ، اما حالا بزرگتر شدیم ، خستهتر و بیحوصلهتر!
با شوقی بینهایت برای کنار گذاشتن شما. . .
اونقدر صبور که هزار بار حرف شنیدیم
و هیچی نگفتیم!
هزار بار قلبمون مچاله شد
ولی لبخند چسبوندیم به صورتمون . .
ما تا کنج گلوهامون ، حرف بودیم . . .
تا زیر پلکهامون ، بغض بودیم . .
ولی به روی خودمون نیاوردیم!
ما حرمت نگه داشتیم و شما
حق به جانبتر شدین!
برای دخالت کردن ، برای طعنه زدن ، برای دل شکستن ، اما حالا بزرگتر شدیم ، خستهتر و بیحوصلهتر!
با شوقی بینهایت برای کنار گذاشتن شما. . .
- ۱۳.۱k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط