رمان رویای من

رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۲۳

ارسلان، خواهش میکنم

دیانا، چشمامو بستم و باز کردم خمیازه ای کشیدم

ارسلان، بخواب

دیانا، باشه توام بخواب

ارسلان، چشم بخواب

دیانا، نازم کن

ارسلان، خنده ای کردم و دستم و رو سرش گذاشتم نازش کردم که کم کم خودمم خوابم برد

... روز بعد ...

ارسلان، بریم برای انتخاب تالار

دیانا، آره
دیدگاه ها (۱)

رمان رویای من فصل دوم پارت ۲۴ارسلان، بدو برو حاضر شو دیانا، ...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۲۵ارسلان، اوکی نشستم پست فرمون رف...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۲۲دیانا، نشستم پشت میز با همه چی ...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۲۱ارسلان، چی شده فسقلی من بگو قرب...

رمان بغلی پارت ۲۱۵و۲۱۶.....حال .......ارسلان: چیشد پس_:یکم ت...

رمان~Goddess ~پارت ۱۰

رمان بغلی من پارت ۲۱۷و۲۱۸و۲۱۹ارسلان: چیشد قشنگمدیانا: ترسیده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط