او در من زنده بود و در قلبم می‌تپید،

او در من زنده بود و در قلبم می‌تپید،
در چشم‌هایم می‌زیست و در نگاهم می‌رقصید،
او در من نفس می‌کشید و در ذهنم لانه می‌ساخت؛ او با نبودش از من یک دیوانه می‌ساخت.
دیدگاه ها (۰)

‌ ‌این‌ زَمین‌ْ هَرطور بِگَردهِ... مَقصَد{قَلبِ‌مَن﴾قَطعاًتـ...

قشنگ ترین قسمت امسالم تو بودی میشه قشنگ ترین قسمتِ هر سالم ب...

در دلم جایی برایِ هیچ‌کس غیر از تو نیست؛گاه یک دنیا ، فقط با...

‌ با خیال تو بیخیال خیلیا شدم"!

لمس نفـس هایت💕ضـربان قلبــم را بہ شمارهمی اندازد ...تو آرام ...

«نگاه ممنوعه »**Part 11 — After the Damage** سه روز گذشت. سه...

می‌نویسم تا زنده بمانمهر کلمه تکه‌ای از نفس‌هایم استبا هر خط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط